حكيم ابوالقاسم فردوسى
238
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
هندى و رومى « 1 » ، آن بهشت را در آن سرزمين آباد برآوردند . از فراز باروى آن مىتوان به آسانى تا بيست پرسنگ را بر دشت ديد كه چه كسى مىآيد . و تو نيز اى شاه بدان كه بهرهء تو از گيتى تنها جنگ است و بس و اين گيتى نيز سرانجام براى كسى نخواهد ماند . چون شهريار توران آن گفتههاى ايشان بشنيد ، او را خوش آمد و از روزگار بىترس گشت . پس با دلى شاد و به همراه سپاهيان و ساز و برگ جنگ به بهشت گنگ آمد . پيرامون آن شارستان بگشت و يك بدست « 2 » نيز خارستان در آن نديد . كاخى در آن سر به آسمان برآورده بود كه شاه فرمانروا آن را بساخته بود . پس افراسياب در ايوان فرود آمد و بار داد و به سپاهيان درم و دينار ببخشيد . آنگاه مهترانى را بر چند سپاه نگاهبان ساخت و به هر سوى بفرستاد . شب و روز بر آن بارو نگاهبانان و پاسبانان ، ديده بانى مىكردند . سپس موبدان و خردمندان را در سوى راست خويش بنشاند و نويسندهء نامه را فرا خواند . نامهء افراسياب نزديك فغفور چين پس نامهاى با سد هزار آفرين به فغفور چين نوشتند . افراسياب در آن نامه گفت : بدان كه مرا از گردش روزگار هيچ بهرهاى بجز كارزار نيآمده است . كسى را كه مىبايست مىكشتم ، بپروراندم و اكنون از اوست كه روزگارم سخت گشته است . اينك اگر فغفور چين به يارى من بيآيد ، روا باشد چرا كه روانم بر مِهر او گواه است . اگر هم كه خودش نيآيد ، سپاهى را به كينه خواهى بدينسو بفرستد . و بدين سان شب به هنگام خواب ، آن فرستاده از پيش افراسياب به چين رفت . فغفور سرافراز او را بنواخت و ايوانى خرّم برايش بپرداخت .
--> ( 1 ) - حكيم فردوسى در بسيارى جاها سخن از موبدان رومى به ميان آورده است كه چنين به نظر مىرسد كه مراد او روحانيون رومى بوده باشد . ( 2 ) - بدست به پارسى به معناى وجب است .